سيد محمد باقر برقعى

155

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و غزليّات و قطعات و مثنويات و رباعيّات ، در سال 1353 در قم طبع و نشر شد و اثر ديگر او تاريخ منظوم زندگانى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بالغ بر 4466 بيت به زيور طبع آراسته گرديد . شادروان سيّد على دعوتى با عاليه‌خانم ، دختر سيّد ابو القاسم كردستانى ، خواهر ميرزاده عشقى شاعر انقلابى ، پيوند زناشويى بست . عمر دوباره جوانى خواهم از سر گيرم اى دوست * دوباره مى به ساغر گيرم اى دوست نهم سر بر سر بالين يارى * ز دريا درّ و گوهر گيرم اى دوست نهم لب بر لبى تازه‌تر از گل * گل و سنبل به هم درگيرم اى دوست سر زلفى بگيرم جعد و مشكين * به دست سنبل تر گيرم اى دوست بيا و كلبهء ما را بيفروز * به پيش مقدمت سر گيرم اى دوست اگر پيرم دلم پرعشق و سوز است * به عشق گلرخان درگيرم اى دوست اگر گيرم تو را چون جان در آغوش * دوباره عمرى از سر گيرم اى دوست چراغ زندگانى روشنت باد ! * به شمع روى تو پر گيرم اى دوست كعبهء آمال روى دلدار چو بينم ، هوس خام كنم * بوسه از او طلبم ، آرزوى جام كنم ساغر مى به كف و رقص‌كنان تا بر او * مىروم تا مگر از او طلب كام كنم يارم از پرده درآيد چو خرامد به چمن * مو برافشاند و گويد به رهت دام كنم بگشايد لب شيرين و بخندد به رخم * خنده سر داده و گريد كه دلت رام كنم از پس پرده چو آن حور درآيد به حضور * محو او گردم و دل وادى اوهام كنم به چمن سرو چو بينم به كنار لب جوى * ياد آن سرو سهى قد دلارام كنم او ز زيبايى خود ناز و غرورى دارد * ناز او مىكشم و صبر در اين فرجهء ايّام كنم